مديريت مبتنی بر هدف

آموزش, پژوهش و مشاوره در ارتباط با مدیریت و سازمان

                       روز پزشك بر تمامي پزشكان عاشق مبارك با د

مديريت مبتني بر هدف :مديريت مبتني بر عشق

ـ تقديم به تمامي افرادي كه در مديريت خود عشق را سرلوحه زندگي و كار خويش قرار مي دهند .

1 ـ مفهوم عشق در مديريت مبتني بر عشق :

هر دو امير كاروان ‍‍‍‍‍‍‌‌؛ هر دو به منزلي روان


عقل به حيله مي برد ؛ عشق كشد كشان كشان


تعريف عشق – فرايندي است كه به كمك آن مي توان شما را به آرامي به سوي خودتان برگرداند.

عشق هديه اي نمي دهد مگر از گوهر ذات خويش
و هديه اي نمي پذيرد مگر از گوهر ذات خويش
عشق نه مالك است و نه مملوك
زيرا عشق براي عشق كافي است
.                                 (جبران خليل جبران )

تعريفي كه من از عشق مي دهم شامل عشق به خود ؛ به همراه عشق به ديگران است .نظر به اينكه من انسان هستم و تو نيز انسان هستي ؛ دوست داشتن انسانها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ديگري است . قادر نخواهيم بود ديگران را دوست بداريم ؛ مگر اينكه خود را دوست داشته باشيم .

عشق را هيچ آرزو نيست مگر اينكه به ذات خويش در رسد .        ( جبران خليل جبران )

عشق در بسياري از ما نوعي عادت بشمار مي رود ؛ عشق واقعي با عادت ؛ تفاوت دارد. عشق در ما پويايي ؛ جنبش ؛ ارتقاء ؛‌ و…بوجود مي آورد . عشق باعث مي شود كه كلمات را با مفاهيم عميق تري درك نمائيم و اميد بيشتري به فردا و فردا ها يمان داشته باشيم . عشق آموختني است و هر كس مي تواند و بايد عشق ورزيدن را بياموزد .

تفاوت يك پيامبر با يك شاعر اين است كه پيامبر ؛ آنچه را كه مي آموزد ؛ مي زيد . شاعر چنين نمي كند ؛ مي توانداشعاري عالي درباره عشق بنويسد ؛ و در همان زمان ؛ زندگي خود را بي عشق ادامه دهد . اگر كسي بپذيرد كه عاشق نباشد، سرانجام به كسي تبديل مي شود كه عاشق شدنش نا ممكن است .                                          (جبران خليل جبران )

معلم ايده ال كسي است كه از خود پلي مي سازد و شاگردانش را دعوت به عبور از آن مي كند وهنگامي كه راه را بر آنها گشود ، با شادي ، خود را واژگون مي نمايد تا آنها را براي اينكه از خود پل هايي بسازند ، تشويق كند .


 عشق يعني خدا ، و مرگ به معناي آن است كه يك قطره از اين عشق ، به چشمه اش باز مي گردد .                                                                        ( پائلو كو ئيلو )

انسان زماني عاشق مي شود كه رها باشد ، نه صرفا رها از شخص مقابل ، بلكه رها از خويشتن خويش . هر وقت انتظارات خود را به هيچ رسانديد ، صاحب هر چه بخواهيد مي شويد .
عشق حقيقي در پي پاداش نيست ، اما لياقت آن را دارد .                    ( پائلو كوئيلو )

عشق محصول فكر نيست زيرا فكر مربوط به گذشته است . تا زماني كه شما بخاطر احساس وظيفه ، خود را محكوم و مجبور به انجام كار مي دانيد در حقيقت به آن كار عشق نمي ورزيد.

اگر قرار باشد كتابي در مورد جامعه بنويسم ، اين كتاب صد صفحه دارد كه نودونه صفحه آن سفيد است ، اما در پايان صدمين صفحه مي نويسم كه :
تنها وظيفه انسان عشق ورزيدن است .
   ( آلبر كامو ، 1960 -1913 ، الجزاير ، فرانسه )


ادامه بحث مديريت مبتني بر عشق در مورد " راست مغزي و چپ مغزي " مي باشد .

نوشته شده در یکشنبه ٢ شهریور ۱۳۸٢ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط دکتر داود کیا کجوری نظرات () |