نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری

عنوان مقاله:نقش مدیریت دانش ضمنی در خلاقیت و نوآوری
نویسنده: دکتر محمدفتحیان - مهندس لیلا بیگ - مهندس عاطفه قوامی فر
منبع: تدبیر - شماره 164 - 1384

چکیده

عصر حاضر، عصر تحولات و تغییرات شگرفدرفناوریهاست. عصری که ساختار فکری آن آکنده از عمق بخشیدن به اطلاعات و توجه بهمشارکت نیروی انســـانی خلاق و دانش گرا به جای نیروی انسانی عملکردی است. از اینرو، مدیریت هوشیار بر آن است تا هرچه بیشتر و بهتر درجهت استفاده از ابزاری به نامدانش برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، حفظ موقعیت و ایجاد خلاقیت ونوآوری جهت گسترش عرصه رقابتی خود برآید، این امر مستلزم این است که سازمان با ارجنهادن به مدیریت دانش و متقابلا مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را به عنوان یک نیازاستراتژیک و ضروری جهت پیشگامی در عرصه رقابت پذیری، در زمره برنامه های اولویتدارخود قرار دهد. م دیریت نوآوری در واقع فرایندی است که از طریق ترکیب و یکپارچگیاجزای مختلف دانش به پدیدآوردن بدیهیات می پردازد. در این راستا به کارگیری دانشضمنی به عنوان محرکی اساسی در موفقیت فرایند نوآوری، تاثیر قابل ملاحظه ای درکارایی شرکتها خواهد داشت. مقاله حاضر در آغاز دلایل اهمیت دانش ضمنی در فرایندخلاقیت، نقش دانش ضمنی را در مدیریت نوآوری شناسایی کرده و مواردی از موانع ومشکلات ایجاد وتسهیم آنرا ذکر می کند. سپس بر اساس آخرین پژوهشهای انجام گرفته دراین حوزه، مدل یکپارچه ای برای تشریح تاثیر دانش ضمنی بر مدیریت موفقیت آمیز نوآوریتشریح و ارائه می گردد، در پایان اهرمهای کلیدی مدیریت دانش ضمنی شناسایی شده وتاثیر مثبت آن بر موفقیت نوآوری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
مقدمه
دراین عصر ضمن تلاشهای بسیاری که در زمینه ساختاردهی و مهندسی مجددفرایندها و همچنینکاهش هزینه ها به منظور کسب سودآوری، توسط شرکتها انجام گرفته است ، اینک نوبت ایناست تا بسیاری از آنها به تجدید سبد محصولات خود از طریق ایجاد نوآوری بپردازند. دراین راستا خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های نو توسط مدیران و کارکنان سازمانی ازاهمیت ویژه ای برخوردار شده و جایگاه والایی را درسازمان به خود اختصاص داده است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و می توانند در دنیای پررقابت ادامه حیات بدهند کهدائماً افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی سازند. این امر توسط مدیران وکارکنان خلاق امکان پذیر است اما آیا شرکتها شرایط و محیط موردنیاز را ایجاد میکنند؟ آیا آنها با اهرمهای مناسب جهت بهینه ساختن موفقیت نوآوری آشنایی دارند؟ نقشدانش ضمنی به عنوان یک اهرم کلیدی در ایجاد نوآوری مورد تاکید قرار گرفته و با هدفموفقیت خلاقیت، ضمن استناد بر تحقیقات انجام شده در این حیطه، ابعاد مرتبط دانشضمنی و مدیریت نوآوری بررسی و تشریح می شود. بر این اساس در آغاز با مروری برادبیات مدیریت دانش ضمنی و مدیریت نوآوری، نقش دانش ضمنی بر خلاقیت و نوآوریسازمانی در سه بعد: تکامل دانش ضمنی ، حیاتی سازی آن و انتقال دانش ضمنی بررسیشده،سپس با بیان سه محور: انواع نوآوری ، نوع صنعت و ساختار سازمانی یک سازمان خلاقدر مدیریت نوآوری ، مدلی یکپارچه از ارتباط و تاثیر مدیریت دانش ضمنی بر مدیریتنوآوری ارایه می گردد.

1 -
مدیریت دانش در سازمان
در دسته بندی ای که ازسوی صاحب نظران کسب و کار ارایه گردیده ؛ دهه 1980 را دهه جنبش کیفیت (تاکید براینکه برای دستیابی به کیفیت بهتر، همه کارکنان باید از قدرت فکری خود بهتر استفادهکنند)؛ دهه 0991 را دهه مهندسی مجدد (استفاده از فناوری برای بهبود فرایندهای کسب وکار و کاهش هزینه ها)؛ و دهه 2000 را دهه مدیریت دانش لقب داده اند [1].دانش‌ همان‌صورت‌ ذهنی‌ایده‌ها، واقعیتها، مفاهیم‌، داده‌ها و تکنیک های ‌ثبت‌ شده‌ در حافظه‌انسان‌ است‌[2]‌ که از مغز انسان‌ سرچشمه‌ می‌گیرد و مبتنی‌ بر اطلاعاتی‌ است‌ که‌با تجربه‌، باورها و ارزشهای‌ شخصی‌، همراه‌ با تصمیم‌ و عمل‌وی‌، دگرگون‌ و بارورمی‌شود. دانش‌ هر شخص‌ با دانش‌ فرد دیگری‌ که‌ همان‌ اطلاعات‌ را دریافت‌می‌کندیکسان‌ نیست‌. اهمیت فزاینده دانش در عصــر حاضر، سازمانها را ناگزیر می سازدتا نسبت به معانی ای چون خلاقیت تکنیک ، خلاقیت در محصول یا فرایند و خلاقیتسازمانی یا استراتژیک، با تعمقی بیشتر بیندیشند. این موضوع سازمانها را با چالشهاییدر زمینه چگونگی پــــردازش دانش و ایجاد آن مواجه می سازد.
«
نوناکا» در مدلیکپارچه خود برای ایجاد دانش پویا، از دانش به عنوان عامل محرک درونی یاد می کند. دانشی که مفهومی در بر نداشته باشد در واقع اطلاعات خواهد بود و اطلاعات زمانی بهدانش تبدیل می گردد که توسط اشخاص تفسیر گردیده، با عقاید و تعهدات آنها آمیخته شدهو به آن مفهوم داده شود .[3] به تبع تبدیل دانش به منبع استراتژیک برای رقابت وبقای سازمانها و جوامع، نیاز به توسعه و اشراف بر روشهای خلق، اشتراک و به کارگیریآن حیاتی می شود. تقاضا برای دانش به نوبه خود به تقاضا برای افزایش ذخیره دانش وتوزیع آن منجر می گردد.[4] مدیریت دانش، مجموعه ای از فرایندها برای فهم و بهکارگیری منبع استراتژیک دانش در سازمان است. مدیریت دانش، رویکردی ساخت یافته استکه رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به کارگیری دانش بهمنظور تامین نیازها و اهداف سازمان برقرار می سازد. [5]مدیریت دانش، علاوه برمدیریت اطلاعات ،تسهیل در ایجاد دانش جدید و مدیریت روشهای تسهیم و کاربری دانش رانیز بر عهده دارد . [6] بسته به اینکه دانش از لحاظ فیزیکی در کجا قرارمی گیرد میتوان آن را به دو نوع دانش تصریحی و ضمنی تقسیم‌بندی کرد.[7] «نوناکا» و نویسندگانیدیگر از جمله «هال» و «آندریانی» دانش تصریحی را دانشی می دانند که قابل رمزگذاری و

/ 2 نظر / 75 بازدید
هادی محمدزاده

سلام،ممنون از زحمات شما،از وبلاگتون خیلی لذت بردم. عضو علمی دانشگاه پیام نور واحد زیرآب(سوادکوه)

اسلامی

باسلام وآرزوی سلامتی ؛ اگر فرصت شد به " مدیرسرا " هم سری بزنید . به امیدیدار موفق وپایدارباشید.[گل]